ترجمه "cackle" به فارسی

وراجی, قهقهه, قدقد بهترین ترجمه های "cackle" به فارسی هستند.

cackle verb noun دستور زبان

The cry of a hen, especially when laying an egg [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • وراجی

    noun
  • قهقهه

    I don't imagine monsters lurking under the beds, or demons cackling in the shadows.

    تصور نمیکنم که هیچ هیولایی زیر تختم کمین کرده باشد یا شیاطین در سایهها قهقهه بزنند.

  • قدقد

  • ترجمه های کمتر

    • شلمک
    • پرحرفی
    • چرند
    • (مثل مرغ کرچ) قات قات کردن
    • بلند بلند حرف زدن
    • حرف مفت
    • روده درازی
    • صدای مرغ در آوردن
    • قات قات کردن
    • قاه قاه
    • قدقد کردن
    • قه قه خندیدن
    • قهقهه زدن
    • قیق کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cackle " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "cackle" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه