ترجمه "caddie" به فارسی
کدی, خبررسان, (در اصل) پسر بچه ی پادو بهترین ترجمه های "caddie" به فارسی هستند.
caddie
verb
noun
دستور زبان
(golf) A golfer's assistant and adviser. [..]
-
کدی
-
خبررسان
-
(در اصل) پسر بچه ی پادو
-
ترجمه های کمتر
- (در بازی گلف) وردست بازیکن (که وسایل بازی را حمل می کند)
- ارابه ی کوچک و دوچرخه که کیسه ی محتوی ابزار گلف را در آن قرار می دهند
- به عنوان وردست عمل کردن
- نامه رسان
- کدی شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " caddie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "caddie"
عباراتی شبیه به "caddie" با ترجمه به فارسی
-
توپ تنیس · جایگاه · رجوع شود به caddie · شبح · صندوقچه (مثلا برای صفحه ی گرامافون و غیره) · ظرف · ظرف چای · قفسه · چای دان
-
جوال · رجوع شود به caddis worm · نوار پشمی · پارچه ی زبر پشمی · پشم ریشته و تابیده
-
(جانورشناسی) بال مودار (حشرات راسته ی Trichoptera - دارای بدنی نرم و شاخک و پاهای دراز و چهاربال پشمالو)
-
توپ تنیس · شبح
-
بالموداران · تاربالان · تاربالیان
-
(جانورشناسی) لیسه ی حشره یی به نام caddis fly که آبزی است
اضافه کردن مثال
اضافه کردن