ترجمه "cadence" به فارسی

وزن, آهنگ, ریتم بهترین ترجمه های "cadence" به فارسی هستند.

cadence verb noun دستور زبان

Balanced, rhythmic flow. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • وزن

    noun

    Not only that, but the sound was different, more guttural, the cadence off.

    جدا از آن لحنش نیز متفاوت بود. از انتهای گلویش حرف میزد و وزن آن از بین رفته بود.

  • آهنگ

    noun

    There was a melancholy cadence in Dorothea's voice as she spoke these last words.

    هنگامی که این جملهی آخر را به زبان میآورد صدایش آهنگ غمانگیزی داشت،

  • ریتم

    noun

    That's the natural cadence of a trip.

    این همان ریتم طبیعی یک سفر می باشد.

  • ترجمه های کمتر

    • فروآوا
    • افول
    • متر
    • میزان
    • اندازه
    • (آهنگ) باز آیند (مثل صدای پای رژه روندگان و غیره)
    • (آوا شناسی) تاب
    • (موسیقی) نت ها یا آهنگ های پایانی یک قطعه ی موسیقی
    • (کوتاه شدن یا افت صدا هنگام ادای برخی کلمات و جملات)
    • (کوتاه و بلند شدن تن صدا هنگام صحبت) فراز و نشیب آوا
    • حرکت موزون و مکرر (مثلا در رقص و رژه)
    • کادانس (cadency هم می گویند)
    • گام آهنگ
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cadence " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Cadence proper

A female given name from the word cadence, taken to use in the 2000s. [..]

+ اضافه کردن

"Cadence" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Cadence در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "cadence" با ترجمه به فارسی

  • افت صدا · اهنگ · ایقاع · تاب · وزن
  • (موسیقی) هماهنگی کامل
اضافه کردن

ترجمه های "cadence" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه