ترجمه "cafe" به فارسی

کافه, قهوه خانه, رستوران بهترین ترجمه های "cafe" به فارسی هستند.

cafe noun دستور زبان

Alternative form of [i]café[/i] [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کافه

    noun

    A business that sells various non-alcoholic drinks, and usually snacks and simple meals (such as breakfasts and lunches) with facilities to consume them.

    We meet at the cafe. We meet at the pub.

    ما در کافه ها ملاقات میکنیم. در پاب ملاقات میکنیم.

  • قهوه خانه

    noun

    past our cafes and our small shops, through our market,

    از جلوی قهوه خونه ها و مغازه های کوچک و بازار بگذرونه،

  • رستوران

    noun

    You know that cafe bomb in Rome last year?

    بمب گذاري سال گذشته ي اون رستوران تو رم رو يادته ؟

  • ترجمه های کمتر

    • قهوه
    • میخانه
    • بار
    • رستوران کوچک (به ویژه اگر در آن مشروب الکلی هم داده شود)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cafe " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

CAFE noun دستور زبان

Initialism of [i]Corporate Average Fuel Economy[/i].

+ اضافه کردن

"CAFE" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای CAFE در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "cafe"

عباراتی شبیه به "cafe" با ترجمه به فارسی

  • خفگی در اثر گیر کردن خوراک یا دندان مصنوعی (و غیره) در گلو (که اغلب با سکته ی قلبی اشتباه می شود)
  • (فرانسه) · مشروب مختلط (در لیوان هریک از اجزای این مشروب در لایه ی جداگانه ای قرار می گیرد) · مشروب پس از شام (با قهوه صرف می شود)
  • قهوه ی صافی · قهوه ی فیلتری (قهوه ی کوبیده را بر روی صافی یا کاغذ مخصوص می گذارند و روی آن آب جوش می ریزند)
  • (فرانسه) · رنگ قهوه ای روشن · شیر و قهوه
  • نیم پرده (پرده ای که نیمه ی زیرین پنجره را می پوشاند)
  • (فرانسه) قهوه ی بدون شیر و شکر
اضافه کردن

ترجمه های "cafe" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه