ترجمه "cage" به فارسی
قفس, زندان, (در هاکی) دروازه بهترین ترجمه های "cage" به فارسی هستند.
cage
verb
noun
دستور زبان
an enclosure made of bars [..]
-
قفس
nounenclosure [..]
He stands shakily and stares at the bars of the cage.
با پاهایی لرزان، میایستد و به میلههای قفس خیره میشود.
-
زندان
nounSergeant, take these men back to their cages and secure the outside perimeter.
گروهبان ، اين افراد رو به زندان هاشون برگردون و امنيت محيط بيروني رو تأمين کنيد.
-
(در هاکی) دروازه
-
ترجمه های کمتر
- (قدیمی) زندان
- حلقه و تور بسکتبال
- در قفس کردن
- محصور کردن
- محوطه ی نرده کشی شده (مثلا برای نگهداری از زندانیان)
- نرده دار کردن
- هرگونه اتاق یا جای نرده دار (مانند برخی آسانسورهای قدیمی)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cage " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Cage
proper
noun
A surname. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Cage" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Cage در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "cage"
عباراتی شبیه به "cage" با ترجمه به فارسی
-
رول بار
-
قفسها · لانهها
-
قفسهای ماهی · ماهیدانها
-
موتور قفسسنجابی
-
(مجازی) هر کار بی هدف و تمام شدنی · قفس سنجاب (دارای استوانه ای است که وقتی سنجاب بر آن راه می رود می چرخد) · کاربیهوده
-
پرندگان قفسی
-
قفسهای پرنده
-
قفسه سینه · قفسه صدری · قفسه ی سینه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن