ترجمه "caking" به فارسی
دلمهشدگی, قالبیشدن, کیکیشدگی بهترین ترجمه های "caking" به فارسی هستند.
caking
noun
verb
دستور زبان
Present participle of cake. [..]
-
دلمهشدگی
-
قالبیشدن
-
کیکیشدگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " caking " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "caking" با ترجمه به فارسی
-
کیک فوم
-
کیک هویج
-
(شیرینی پزی) کیک · (صابون و یخ و کره و غیره) قالب · (هر چیزی که سفت شده یا بسته شده باشد مثل گل یا خون) · (چونه یا توده ای از خمیر یا سیب زمینی کوفته و غیره که طبخ یا سرخ شود) شامی · دلمه · دلمه بستن (مثل خون) · روکش کردن · قالب · قالب کردن · قرص · قشر · كيک · لخته · نواله · پوسته · پوسته بستن (مثل گل و لای) · چونه · کبره · کبره بستن · کلوچه · کنجاله · کوکه · کیک
-
خاگینه ی دارای آرد گندم · پن کیک گندم
-
کیک شکلاتی
-
کیک عروسی
-
(شیمی) سولفات سدیم ناخالص (در کاغذسازی و صابون سازی به کار می رود)
-
کنجاله
اضافه کردن مثال
اضافه کردن