ترجمه "calamity" به فارسی
مصیبت, بلا, فاجعه بهترین ترجمه های "calamity" به فارسی هستند.
calamity
noun
دستور زبان
An event resulting in great loss [..]
-
مصیبت
nounevent resulting in great loss
I summoned strength to ask what had caused this calamity.
قوت خود را بازیافتم و از او علت این مصیبت را پرسیدم.
-
بلا
nounevent resulting in great loss
Not one calamity, but calamities too many to number.
نه فقط یک بلا بلکه بلاهای بی شمار
-
فاجعه
nounThis was a calamity too deep for tears.
فاجعه را به قدری شدید میدید که از اشک و آه میگذشت .
-
ترجمه های کمتر
- آفت
- فلاکت
- نکبت
- آدرنگ
- رزیئه
- بیچارگی
- طوفان
- آسیب
- سیل بزرگ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " calamity " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "calamity" با ترجمه به فارسی
-
آفت ها · بلاها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن