ترجمه "calender" به فارسی
(از ریشه ی فارسی : قلندر یا کلندر) درویش دوره گرد, (با دستگاه نورد)نورد کردن, (در صاف کردن یا براق کردن پارچه و کاغذ و غیره) نورد بهترین ترجمه های "calender" به فارسی هستند.
calender
verb
noun
دستور زبان
Common misspelling of calendar. [..]
-
(از ریشه ی فارسی : قلندر یا کلندر) درویش دوره گرد
-
(با دستگاه نورد)نورد کردن
-
(در صاف کردن یا براق کردن پارچه و کاغذ و غیره) نورد
-
ترجمه های کمتر
- (فلز کاری) غلتک
- (نساجی) غلتک اطو
- دستگاه نورد
- غلتک زدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " calender " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "calender" با ترجمه به فارسی
-
(در سالنامه ی روم باستان - گاهی با C بزرگ) نخستین روز ماه · (مجازی) پیش درآمد
-
صاف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن