ترجمه "calico" به فارسی
قلمکار, چلوار, چیت بهترین ترجمه های "calico" به فارسی هستند.
calico
noun
adjective
دستور زبان
Having a pattern of red and contrasting areas, resembling the color of calico cloth. [..]
-
قلمکار
adjective noun -
چلوار
nounThere is all the new calico, that was bought last week, not touched yet.
کلی چلوار هست که هفته قبل خریده بودیم. دستش هم نزدهایم.
-
چیت
Rosa and Teena, the maids, graceful in their spreading bright calicoes
رو زا و تینا مؤدبانه با پیراهنهای چیت خود زانو زده بودند.
-
ترجمه های کمتر
- چلواری
- کتانی
- ابلق
- چیتی
- رنگارنگ
- (انگلیس) چلوار
- (در اصل) پارچه ی پنبه ای ساخت کلکته (هند)
- (مثل چیت) نقش دار
- پارچه ی نخی نقش دار
- پنبه ای
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " calico " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "calico"
عباراتی شبیه به "calico" با ترجمه به فارسی
-
جک رکهم
-
رجوع شود به mountain laurel
-
رجوع شود به crappie
اضافه کردن مثال
اضافه کردن