ترجمه "caliper" به فارسی
کولیس, قطرسنج, پرگاره بهترین ترجمه های "caliper" به فارسی هستند.
caliper
noun
verb
دستور زبان
(usually plural only; not used in singular form) Uncommon variant of calipers. [..]
-
کولیس
noundevice used to measure the distance between two opposite sides of an object
-
قطرسنج
-
پرگاره
-
ترجمه های کمتر
- کلفتی
- (ترمز دستی دوچرخه)دو شاخه ی ترمز (که سر آن لاستیک دارد و بر چرخ فشار می آورد)
- (در اتومبیل و تراکتور و غیره) پوشش یا محفظه ی صفحه ی ترمز(حاوی لایی یا بالشتک ترمز)
- (معمولا جمع) کولیس
- (کاغذ و مقوا و غیره) ضخامت
- رجوع شود به caliper rule
- زینه سنج (calliper هم می نویسند)
- ستبرایی (که بر حسب mils محاسبه می شود)
- فندق شکن
- پرازه سنج
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " caliper " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "caliper"
عباراتی شبیه به "caliper" با ترجمه به فارسی
-
پرگار مخصوص اندازه گیری اشیاء خیلی ریز
-
کولیس
-
خط کش لولادار یا دو باله · خط کش پرگاری
-
پرگارقطرپیما
اضافه کردن مثال
اضافه کردن