ترجمه "calligraphy" به فارسی
خوشنویسی, خطاطی, خط بهترین ترجمه های "calligraphy" به فارسی هستند.
calligraphy
noun
دستور زبان
The art of writing letters and words with decorative strokes. [..]
-
خوشنویسی
nounart of writing with decorative strokes [..]
with my style of calligraffiti — a mix of calligraphy and graffiti.
با سبک خوشنویسی بر روی دیوار مینویسم— ترکیبی از خوشنویسی و نقاشی دیواری.
-
خطاطی
nounart of writing with decorative strokes
some filling up the space of the calligraphy
که بخشی از آنها با خطاطی پر میشد
-
خط
nounNo Swimming signs had been put up in stylish calligraphy.
تابلوهایی نصب کرده بودند که روی آنها با خط خوش نوشته شده بود شنا نکنید.
-
ترجمه های کمتر
- خوش خطی
- خطنویسی
- خوشنويسی
- خوشنگاشت
- کتابت
- خط نویسی
- خوش نویسی
- دست خط (به ویژه اگر زیبا باشد)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " calligraphy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "calligraphy"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن