ترجمه "calumniator" به فارسی
افترازن, مفتری, بدنام کننده بهترین ترجمه های "calumniator" به فارسی هستند.
calumniator
noun
دستور زبان
A person who calumniates. [..]
-
افترازن
-
مفتری
-
بدنام کننده
-
بهتان زن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " calumniator " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "calumniator" با ترجمه به فارسی
-
افترا · بدنامی و رسوایی · بهتان · تهمت · تهمت یا افترا · دروغ پراکنی · سعایت · ناسزاگویی
-
افترا · بدنامی و رسوایی · بهتان · ناسزاگویی
-
(بر ضد شخصی) شایعه پراکنی و دروغ بافی کردن · افترا گفتن · بد نام کردن · بدنام کردن · بهتان زدن (یا گفتن) · تهمت زدن
-
افترا · بهتان آمیز · تهمت
-
(بر ضد شخصی) شایعه پراکنی و دروغ بافی کردن · افترا گفتن · بد نام کردن · بدنام کردن · بهتان زدن (یا گفتن) · تهمت زدن
-
افترا · بدنامی و رسوایی · بهتان · تهمت · تهمت یا افترا · دروغ پراکنی · سعایت · ناسزاگویی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن