ترجمه "camel" به فارسی

شتر, اشتر, رنگ شتری بهترین ترجمه های "camel" به فارسی هستند.

camel adjective noun دستور زبان

A beast of burden, much used in desert areas, of the genus camelus. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شتر

    noun

    beast of burden [..]

    He put his headcloth in place and secured it with a ring made of camel skin.

    پوشید دستارش را بر سر نهاد و با بندی از پوست شتر آن را محکم کرد تا نیفتد.

  • اشتر

    noun

    beast of burden

  • رنگ شتری

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • šotor
    • اشترک
    • جمل
    • کاتامران
    • (از ریشه ی سامی)
    • بیسراک (رجوع شود به Arabian camel و Bactrian camel)
    • قهوه ای کمرنگ
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " camel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Camel
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شتر

    noun
  • کمل

    کمل (گروه موسیقی)

تصاویر با "camel"

عباراتی شبیه به "camel" با ترجمه به فارسی

  • شتر · شتر یک کوهانه (Camelus dromedarius)
  • ساربان (camel driver هم می گویند) · شتربان
  • شترها · كاملوس
  • برک · موی شتر · پارچه ی پشم شتر · پشم شتر
  • الوانه · شتر دوکوهانه
  • قلم موی کوچک (از موی دم سمور)
  • شترهای دوکوهانه
  • شتر باختری (در مقابل شتر یک کوهانه : Arabian camel) · شتر بلخی · شتر دو کوهانه
اضافه کردن

ترجمه های "camel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه