ترجمه "cameo" به فارسی

(از ریشه ی فارسی : چوماهان = عقیق), (در نمایش ها و فیلم و تلویزیون) نقش فرعی که توسط هنرپیشه ی معروفی اجراشود, (سنگ بهاداریا صدف) برجسته کاری شده بهترین ترجمه های "cameo" به فارسی هستند.

cameo verb noun دستور زبان

A piece of jewelry, etc., carved in relief. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (از ریشه ی فارسی : چوماهان = عقیق)

  • (در نمایش ها و فیلم و تلویزیون) نقش فرعی که توسط هنرپیشه ی معروفی اجراشود

  • (سنگ بهاداریا صدف) برجسته کاری شده

  • ترجمه های کمتر

    • برجسته آذین
    • برجسته کاری بر سنگ های قیمتی (به ویژه عقیق و ساردونیکس و غیره)
    • برجسته کاری برصدف
    • تراشیدن صدف و سنگ قیمتی به طوری که نقش از زمینه برجسته تر باشد (در مقابل : intaglio)
    • نگارش توصیفی و زیبا
    • نگین نقش برجسته
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cameo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "cameo"

عباراتی شبیه به "cameo" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "cameo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه