ترجمه "camphor" به فارسی
کافور, (از ریشه ی سانسکریت) کافور (کیتون فرار و بلورین به فرمول C10H16O) بهترین ترجمه های "camphor" به فارسی هستند.
camphor
noun
دستور زبان
(organic chemistry) A white transparent waxy crystalline isoprenoid ketone, with a strong pungent odour, used in pharmacy. [..]
-
کافور
nounداروی گیاهی
An odour of camphor and burnt vinegar warned me when I came near the fever room:
بوی کافور و سرکه سوخته به من هشدار داد که به اطاق بیماران تب دار نزدیک شدهام.
-
(از ریشه ی سانسکریت) کافور (کیتون فرار و بلورین به فرمول C10H16O)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " camphor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "camphor" با ترجمه به فارسی
-
مسکن درد
-
(داروسازی) آمیزه ی کافور و انواع روغن ها که مرهم است · روغن کافوردار
-
(ملحی که از کافور به دست می آید) کمفرات · کافور زدن به · کافوردار کردن
-
(امریکا) روغن ویژه ی پوست خشک و ترکیده (به ویژه پوست دست) مشتمل بر کافور و موم سفید و روغن کرچک و غیره
-
کافوری
-
(گیاه شناسی) درخت کافور (Cinnamomum camphora از خانواده ی laurel که همیشه بهار و بومی چین و ژاپن است و از آن کافور به دست می آید)
-
رجوع شود به mothball
-
(گیاه شناسی) درخت کافور (Cinnamomum camphora از خانواده ی laurel که همیشه بهار و بومی چین و ژاپن است و از آن کافور به دست می آید)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن