ترجمه "can" به فارسی
توانستن, امکان داشتن, قادر بودن بهترین ترجمه های "can" به فارسی هستند.
(modal auxiliary verb, defective) To know how to; to be able to. [..]
-
توانستن
verbmay [..]
And yet there are people who say: 'He who wills can!' ...
با این همه کسانی هستند که میگویند خواستن توانستن است! ...
-
امکان داشتن
verbmay
-
قادر بودن
verbto be able
Rumplestiltskin has done what few can claim.
پوست چروکين کاري رو کرده که افراد کمي قادر بودن انجام بدن
-
ترجمه های کمتر
- قوطی
- حلبی
- پشت
- اساس
- حلب
- دستشویی
- کانادا
- کمد
- کپل
- tavânestan
- سي.آ.ان
- ناوشکن
- هلفدان
- کانادایی
- کاوستن
- یارستن
- پیت
- (از نظر حقوقی و اخلاقی) حق داشتن
- (امریکا - خودمانی) زندان
- (خودمانی) اخراج کردن
- (عامیانه) اجازه داشتن (هم معنی may است)
- (مهجور) دانستن
- (نوار صوتی و غیره) ضبط کردن
- احتمال داشتن
- به اندازه ی یک قوطی
- جعبه ی حلبی
- جلوگیری کردن 0
- حلب کردن
- در قوطی کردن
- زندان کردن
- سطل دردار
- سي.آ.ان (كلسيم آمونيوم نيترات)
- شیشه کردن (مربا یا ترشی و غیره)
- ظرف حلبی (در انگلیس tin هم می گویند)
- ظرف فلزی دردار
- قدرت داشتن
- قسمت نهایی
- قوانین و اصول مذهب مسیحیت
- مستراح فرنگی
- موقوف کردن
- کلسیم آمونیوم نیترات
- کنسرو کردن
- یارا بودن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " can " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Alternative spelling of [i]Can.[/i]
"Can" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Can در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
The Andean Community of Nations. [..]
"CAN" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای CAN در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "can"
عباراتی شبیه به "can" با ترجمه به فارسی
-
قوطيهاي حلبي · قوطیها
-
سبزیجات کنسروشده
-
اسپری · افشانه · پشنجه
-
غذاهاي قوطيشده · غذاهاي كنسروشده · فراوردههای کنسروشده
-
غذاهاي قوطيشده · غذاهاي كنسروشده · فراوردههای کنسروشده
-
کن کن
-
نتیجه گیری قالبی
-
آبپاش