ترجمه "canal" به فارسی

کانال, آبراه, ترعه بهترین ترجمه های "canal" به فارسی هستند.

canal verb noun دستور زبان

An artificial waterway, often connecting one body of water with another [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کانال

    noun

    artificial waterway [..]

    He walked along the canal bank, and came out upon the tiny square by the Medici palace.

    در امتداد کرانه کانال به راه افتاد و در میدان کوچک نزدیک قصر مدیسی سر درآورد.

  • آبراه

    noun

    artificial waterway

    I don't reckon I could live on a canal boat.

    فکر نکنم بتونم تو يه آبراه زندگي کنم

  • ترعه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • قنات
    • کاریز
    • آبراهه
    • راهال
    • زهاب
    • کنال
    • آبرو
    • (کالبدشناسی) هر یک از چندین مجرای لوله مانند بدن
    • آب گذر
    • آبراه ساختن
    • آبراهه کندن
    • رودخانه ای که (با سد بندی و دیواره سازی و غیره) تبدیل به آبراهه شده است
    • رودک یا نهری که برای آبیاری کنده شده باشد
    • زه کشی کردن
    • لوله اب
    • هر یک از خطوطی که بر کره ی مریخ مشاهده می شود (و در قدیم فکر می کردند آبراه است)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " canal " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "canal"

عباراتی شبیه به "canal" با ترجمه به فارسی

  • نام کانالی در شمال شرقی چین که 0061 کیلومتر طول دارد · کانال مرکزی شهر ونیز
  • آبراه کیل (که دریای شمال را به دریای بالتیک وصل می کند - در شمال آلمان)
  • (انرژی و احساسات و غیره) هدایت و متمرکز کردن · آبراه کندن · تبدیل به آبراه کردن · زه کشی کردن · کانال کشی کردن
  • آبراه پاناما
  • آبراهههاي بین سلولي · كانالهاي بینیاختهای · مجاري رزين · مجاري صمغ · کانالهای بین سلولی · کانالهای رزين
  • (کالبدشناسی) مجرای نیمه حلقوی (گوش) · کانال نیمه پرهونی
  • آبراه سوئز · کانال سوئز
  • جهاز هاضمه · دستگاه معدي-رودهاي · دستگاه گوارش · لوله گوارش · مجرای گوارش
اضافه کردن

ترجمه های "canal" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه