ترجمه "candy" به فارسی
آبنبات, کانفت, (از ریشه ی فارسی : قند) بهترین ترجمه های "candy" به فارسی هستند.
(uncountable, chiefly US) Edible, sweet-tasting confectionery containing sugar, or sometimes artificial sweeteners, and often flavored with fruit, chocolate, nuts, herbs and spices, or artificial flavors. [..]
-
آبنبات
piece of candy [..]
Well, you better hurry up,'cause I already saw some kids selling candy outside.
خوب ، بهتره عجله كني چون ديدم چندتا از بچه ها بيرون داشتن آبنبات ميفروختند.
-
کانفت
piece of candy
-
(از ریشه ی فارسی : قند)
-
ترجمه های کمتر
- (برای حفظ از فساد یا شیرین سازی و غیره) در شکر پختن (مثل مربا)
- (مانند شکر) بلوره کردن
- (مجازی - سخن و نوشته) خوش الحان کردن
- خروس قندی (و مشابه آن)
- شکرآگند یا شکر پوش کردن
- شکرسان کردن یا شدن
- شکرین کردن
- شیرین سخنی کردن
- شیرین کردن
- صیقل کردن
- گل قند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " candy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A pet form of the female given name Candace or Candice. [..]
"Candy" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Candy در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "candy"
عباراتی شبیه به "candy" با ترجمه به فارسی
-
دارای نواره های رنگی (مثل آبنبات مدادی که نوارهای مورب دارد)
-
همراه جذاب
-
قنادی
-
آب نبات · قند · نبات · نبات (قند) · گل قند
-
چشمنواز
-
میوه آبنباتی
-
میوههای شیرینشده
-
(بیان) شیرین · (شیرینی پزی) پخته شده در شکر یا شیره · تبدیل به بلوره های شکر شدن · روشکری · شکرسان شدن · شیرین کلام