ترجمه "canvas" به فارسی

بوم نقاشی, کرباس, بادبان بهترین ترجمه های "canvas" به فارسی هستند.

canvas verb noun دستور زبان

A type of coarse cloth, woven from hemp, useful for making sails and tents or as a surface for paintings. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بوم نقاشی

    painting surface [..]

    the troops, the canvas, the high note does not exist.

    اون سربازا، بوم نقاشی، نوتهای بالا وجود ندارن.

  • کرباس

    noun

    Skinning a dead man's body only wounds the canvas.

    کندن پوست ه مرد مرده فقط کرباس رو زخم مکنه

  • بادبان

    noun

    Ah ' said the captain 'we have still too much canvas set

    کاپیتن چون چنین دید بانگ زد که ’’باز بادبان زیاد داریم

  • ترجمه های کمتر

    • بوم
    • چادر
    • برزنت
    • خیمه
    • (کرباس ویژه ای که روی آن نقاشی رنگ روغن می کنند) پارچه ی نقاشی
    • بادبان (ها)
    • خیمه ی بزرگ (به ویژه در سیرک)
    • نقاشی (روی پارچه)
    • هر نوع پارچه زبر و درشت بافت که روی آن سوزن دوزی یا ملیله دوزی کنند
    • پارچه ی ریز باف و زبر (معمولا از کتان رنگرزی نشده که در ساختن خیمه و بادبان کشتی و غیره کاربرد دارد)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " canvas " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Canvas

A basic layout panel that supports absolute positioning and does not apply any layout policy (for example, auto sizing) to its child elements — it is literally a blank canvas.

+ اضافه کردن

"Canvas" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Canvas در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "canvas"

عباراتی شبیه به "canvas" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "canvas" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه