ترجمه "capillary" به فارسی
مویرگ, باریک, ظریف بهترین ترجمه های "capillary" به فارسی هستند.
capillary
adjective
noun
دستور زبان
(anatomy) Any of the small blood vessels that connect arteries to veins. Their walls are composed of a single layer of cells which allows molecules such as oxygen, water and lipids to pass through them by diffusion and enter the tissues. Waste products such as carbon dioxide and urea can diffuse back into the blood to be carried away for removal from the body. [..]
-
مویرگ
nounany of small blood vessels that connect arteries to veins [..]
and try to get out of this capillary and find out what's going on.
و تلاش می کنند از مویرگ خارج شوند و راهی پیدا کنند تا متوجه اوضاع شوند.
-
باریک
adjective -
ظریف
adjective
-
ترجمه های کمتر
- شعریه
- مویین
- (در ابزار و غیره)لوله ی بسیار باریک
- (در مورد لوله و مجرا) کم پرازه
- (کالبدشناسی) مویرگ
- بسیار باریک
- موی سان
- مویینه (capillary tube هم می گویند)
- نخ سان
- کم قطر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " capillary " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "capillary" با ترجمه به فارسی
-
(فیزیک - گیاه شناسی) جاذبه ی شعریه · مویین کشش (capillary action هم می گویند) · کشش آوندی
-
مويرگها (خون)
-
رگهای خونی · عروق خونی · مويرگها
-
انتقال غذا در جانوران · جريان خون · ديناميك خون · گردش خون · گردش خون مويرگ
-
آگروستیس کاپیلاریس
-
مولریوس کاپیلاریس
-
مویینگی
-
آبیاری مویینهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن