ترجمه "capitalist" به فارسی

سرمایه دار, کاپیتالیست, پولدار بهترین ترجمه های "capitalist" به فارسی هستند.

capitalist adjective noun دستور زبان

Of, or pertaining to, capitalism. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرمایه دار

    Charles wanted now to find that capitalist of shrewd mind and accessible character.

    حال چارلز میخواست آن سرمایه دار زیرک را که شخصیتی ساده نیز داشت پیدا کند.

  • کاپیتالیست

    We don't hate Nana and grandpa, but the rest of their tribe are fascist capitalists.

    ما از بابابزرگ و مامان بزرگ متنفر نیستیم. ولی بقیه قبیله ـشون فاشیست های کاپیتالیست هستن.

  • پولدار

    adjective noun
  • ترجمه های کمتر

    • کاپيتاليست
    • دارا
    • تنخواه دار
    • دارای دستمایه یا تنخواه
    • سرمايه دار
    • سرمایه گذار
    • سرمایه گرا
    • هوادار نظام سرمایه داری (مایه سالاری)
    • وابسته به سرمایه داری یا مایه سالاری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " capitalist " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Capitalist
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرمایهدار

    When any ordinary person spoke to a capitalist he had to cringe and bow to him

    هنگامی که یک آدم عادی با سرمایهدار حرف میزد، باید خم میشد،

عباراتی شبیه به "capitalist" با ترجمه به فارسی

  • سرمایه دار مخاطره پذیر – کارآفرینی که به دیگر کارآفرینان از لحاظ مالی کمک می کند و اغلب نقشی فعال در عملکرد شرکتها به عنوان اشغال یک کرسی در هیأت مدیره و غیره ایفا می نمایند
  • سرمایه گذار مخاطره پذیر
  • رژيم سرمايه دارى · سرمایه گرایی
  • سرمایه دار · هوادار نظام سرمایه داری · وابسته به نظام سرمایه داری یا مایه سالاری
اضافه کردن

ترجمه های "capitalist" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه