ترجمه "capitulation" به فارسی
کاپیتولاسیون, تسليم, قرارداد بهترین ترجمه های "capitulation" به فارسی هستند.
capitulation
noun
دستور زبان
A reducing to heads or articles; a formal agreement. [..]
-
کاپیتولاسیون
nounsurrender to an enemy
-
تسليم
The act of surrendering to an enemy upon stipulated terms.
Nation after nation will capitulate.
همه کشور ها تسليم ميشن
-
قرارداد
nounOfficially, Georgia's government had never capitulated but it had been a futile fight, an ever losing fight.
به طور رسمی میان جورجیا و فاتح ین قرارداد تسلیم وجود نداشت
-
ترجمه های کمتر
- توافقنامه
- تمکین
- تسليم شدن
- تسلیم مشروط (به دشمن)
- خلاصه ی موضوع
- دست کشی از
- سرفرود آوری
- سند قرارداد
- شرح رئوس مطالب
- عهد نامه
- لب مطلب
- متن عهدنامه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " capitulation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "capitulation" با ترجمه به فارسی
-
تسلیم شد به موجب پیمان یا قرارداد
-
(با قید شرایط) تسلیم دشمن شدن (در مقابل تسلیم بدون قید و شرط : unconditional surrender) · ترک مقاومت کردن · تسلیم شدن · دست از پایداری کشیدن · سرفرود آوردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن