ترجمه "capo" به فارسی
دماغک, سجیلا, (ایتالیایی) رئیس تبهکاران بهترین ترجمه های "capo" به فارسی هستند.
capo
noun
دستور زبان
A movable bar placed across the fingerboard of a guitar used to raise the pitch of all strings. [..]
-
دماغک
-
سجیلا
musical string instrument part
-
(ایتالیایی) رئیس تبهکاران
-
ترجمه های کمتر
- (موسیقی) کاپو (اسبابی که برای کشیدن و کوتاه کردن تارها
- روی بدنه ی ساز تعبیه می کنند)
- سردسته ی مافیا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " capo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "capo" با ترجمه به فارسی
-
(دستور نواختن موسیقی) از آغاز تکرار کنید! · دوباره بزنید!
اضافه کردن مثال
اضافه کردن