ترجمه "capping" به فارسی
سرپوشسازی, بستارها, اندودسازی بهترین ترجمه های "capping" به فارسی هستند.
capping
noun
verb
دستور زبان
the process of covering a borehole in order to seal an oil well [..]
-
سرپوشسازی
-
بستارها
-
اندودسازی
-
ترجمه های کمتر
- سرپوش
- پوشش
- مهر و مومکردن
- کلاه سازی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " capping " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "capping" با ترجمه به فارسی
-
درب بطری
-
دمسرخ فرقسفید
-
اقلیم کلاهکهای یخی
-
سر بطری (فلزی و دارای لبه ی گنگره دار که معمولا با بطری بازکن باز می شود)
-
مخفف : سرمایه ها · پایتخت ها
-
کلاه آزادی · کلاه فریژی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن