ترجمه "caramel" به فارسی

کارامل, آب نبات کارامل (از شکر و شیر و غیره), شکر سوخته (که برای رنگ کردن و شیرین کردن خوراک و نوشابه به کار می رود) بهترین ترجمه های "caramel" به فارسی هستند.

caramel noun adjective دستور زبان

A smooth, chewy, sticky confection made by heating sugar and other ingredients until the sugars polymerize and become sticky. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کارامل

    confection [..]

    Nothing worse than kebabs and caramel custard happened there now.

    حالا دیگر هیچ اتفاقی بدتر از پختن کباب و درست کردن کارامل دسر کاستارد در آن روی نمیداد.

  • آب نبات کارامل (از شکر و شیر و غیره)

  • شکر سوخته (که برای رنگ کردن و شیرین کردن خوراک و نوشابه به کار می رود)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " caramel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Caramel

Caramel (film)

+ اضافه کردن

"Caramel" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Caramel در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "caramel"

عباراتی شبیه به "caramel" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "caramel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه