ترجمه "caravan" به فارسی
کاروان, قافله, قطار بهترین ترجمه های "caravan" به فارسی هستند.
A convoy or procession of travelers, their vehicles and cargo, and any pack animals, especially camels crossing a desert. [..]
-
کاروان
nouna convoy or procession of travelers, their vehicles and cargo, and any pack animals [..]
But he found it much more interesting to observe the caravan and listen to the wind.
اما تماشای کاروان و گوش سپردن به صدای باد برایش به مراتب جالبتر بود.
-
قافله
nounDark had fallen long before our caravan left Bair, after watering.
پس از این که قافله ما شترها را آ بدادند، بئر را پشت سر گذاشتند. مدتی بود که هوا تاریک شده بود.
-
قطار
noun
-
ترجمه های کمتر
- کالسکه اسب
- گاری
- ارابه
- (از ریشه ی فارسی)
- (انگلیس) خانه ی متحرک
- خانه ی سیار
- خانه ی چرخدار
- خودرو بزرگ اتاقدار (برای حمل حیوانات سیرک و بار و غیره - van هم می گویند)
- شماری اتومبیل که باهم حرکت کنند
- قطار اتومبیل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " caravan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Caravan (1971 film)
"Caravan" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Caravan در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "caravan"
عباراتی شبیه به "caravan" با ترجمه به فارسی
-
خاقان · خان · کاروانسرا · کاروانسرای