ترجمه "carbide" به فارسی
کاربید, (شیمی) کربید (ترکیب جامد یک عامل (معمولا یک فلز) با یک کربن (به ویژه کربید کلسیم) بهترین ترجمه های "carbide" به فارسی هستند.
carbide
noun
دستور زبان
(chemistry) Any binary compound of carbon and a more electropositive element [..]
-
کاربید
inorganic compound group
That's a whole lot of tungsten carbide.
همش از کاربید تنگستن ساخته شده.
-
(شیمی) کربید (ترکیب جامد یک عامل (معمولا یک فلز) با یک کربن (به ویژه کربید کلسیم)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " carbide " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "carbide" با ترجمه به فارسی
-
کاربید تنگستن
-
سیلیسیم کاربید · کربید سیلیکن (SiC)
-
(شیمی) کربید بور (آمیزه ی سیاه و بلورین بور و کربن : B4C که تقریبا به سختی الماس است) · کربید بور
-
تانتال کربید
-
کاربید تیتانیوم
-
(شیمی) کاربید کلسیم (CaC2) · کلسیم کاربید
-
لیتیم کربید
-
نیوبیم کربید
اضافه کردن مثال
اضافه کردن