ترجمه "cardiac" به فارسی
قلبی, دلی, بیمار قلبی بهترین ترجمه های "cardiac" به فارسی هستند.
cardiac
adjective
noun
دستور زبان
Pertaining to the heart. [..]
-
قلبی
adjectivepertaining to the heart
One evening, he was brought to the hospital’s emergency department in full cardiac arrest.
یک عصر، او را بخاطر ایست قلبی کامل به قسمت اورژانس بیمارستان آوردند.
-
دلی
-
بیمار قلبی
-
ترجمه های کمتر
- داروی قلب
- وابسته به بخشی از معده که به لوله ی مری ختم می شود
- وابسته به قلب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cardiac " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cardiac" با ترجمه به فارسی
-
جراحی قلب
-
داروهاي ضد پرفشاری خون · داروهای قلبی-عروقی · رگبندها · رگكشاها · وراپاميل · گليكوزيدهاي ديژيتالي · گليكوزيدهاي قلبي
-
(پزشکی) ایست قلبی · از کارافتادن کامل قلب · ایست قلبی · بلق نداتفا راکزا
-
سیکل قلبی
-
عضله قلبی · ماهيچه قلب · ماهيچه قلبي · میوکارد
-
هيپرتروفي قلبي
-
بزرگي قلب · بيماريهاي قلبي · بيماريهاي كرونري · بیماریهای قلب
-
تامپوناد قلبی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن