ترجمه "caretaker" به فارسی

سرپرست, سرایدار, مستحفظ بهترین ترجمه های "caretaker" به فارسی هستند.

caretaker adjective noun دستور زبان

Someone who takes care of a place or thing; someone looking after somewhere, or with responsibility for keeping a place in good repair. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرپرست

    noun

    This is a court order appointing me as Ali's primary caretaker.

    يه حکم قضايي هست که منو فعلا سرپرست اوليه ي آلي کرده

  • سرایدار

    noun

    Argus Filch, the caretaker, was loathed by every student in the school.

    هیچ دانش آموزی از آرگوس فیلچ، سرایدار قلعه خوشش نمیآمد.

  • مستحفظ

    noun

    He is a steward only, a caretaker of the throne.

    ، اون فقط يک پيشخدمته. يک مستحفظ تخت

  • ترجمه های کمتر

    • فراش
    • کفیل
    • متولی
    • امین
    • مستخدم
    • نگهدار
    • (به ویژه در مورد خانه و مزرعه و غیره) مباشر
    • (در انگلیسی) سرایدار
    • (در مورد افراد) قیم
    • شخص یا گروهی که موقتا کاری را به عهده می گیرند
    • متصدی موقت
    • کاروانسرا دار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " caretaker " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "caretaker" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "caretaker" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه