ترجمه "cargo" به فارسی
محموله, بار, حمل بهترین ترجمه های "cargo" به فارسی هستند.
cargo
noun
دستور زبان
Freight carried by a ship, aircraft etc. [..]
-
محموله
goods or produce transported
In each case only to take on board cargoes.
در هر دو مورد، محموله بیشتری به عرشه میآوریم.
-
بار
nounWhen all was aboard, the customs man stamped the ship's cargo manifest.
وقتی که تمام بارها به کشتی برده شد، مأمور گمرک بارنامه کشتی را مهر کرد.
-
حمل
nounThis isn't evolutionary psychology, it's a cargo question.
موضوع روان شناسي تكاملي نيست كه ، يه سوال در مورد حمل و نقل كالاست
-
ترجمه های کمتر
- بارگیری
- فرسته
- بار (به ویژه بار کشتی و هواپیما و ترن و کامیون)
- بار کشتی
- محموله دریایی
- محموله- بار
- هزينه آمايش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cargo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Cargo
-
بار- محموله
عباراتی شبیه به "cargo" با ترجمه به فارسی
-
هواپیمایی باری
-
ترابری · حمل · ناوگان · ناوگان بازرگانی · کشتیرانی
-
بار فله
-
کشتی باری
-
اظهار نامه محموله
-
بیمه اموال
-
علم بار باورانه
-
هواپیمای باری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن