ترجمه "carious" به فارسی
پوسیده, (دندان) کرم خورده بهترین ترجمه های "carious" به فارسی هستند.
carious
adjective
دستور زبان
Having caries; decayed. [..]
-
پوسیده
-
(دندان) کرم خورده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " carious " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن