ترجمه "carl" به فارسی
فعله, روستایی, گرد بهترین ترجمه های "carl" به فارسی هستند.
carl
verb
noun
دستور زبان
A rude, rustic man; a churl. [..]
-
فعله
-
روستایی
-
گرد
adjective noun
-
ترجمه های کمتر
- (اسکاتلند) آدم زمخت و بی فرهنگ
- (اسکاتلند) یل
- (مهجور) دهاتی
- آدم قوی هیکل
- اسم خاص مذکر -
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " carl " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Carl
noun
proper
دستور زبان
A male given name. [..]
-
کارل
propertransliterations of "Carl"
Carl, you've never even been out of the abbey.
کارل ، انگار تو قرار نیست هیچوقت از کلیسا خارج بشی.
عباراتی شبیه به "carl" با ترجمه به فارسی
-
کارل وندورن (نویسنده ی امریکایی)
-
کارل ارف
-
کارل گوستاو یونگ
-
ادم بی تربیت · دهاتی · شخص پست
-
کارل فیلیپ امانوئل باخ
-
قایق نجات
-
کارل سندبرگ (شاعر آمریکایی)
-
کارل لینه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن