ترجمه "carl" به فارسی

فعله, روستایی, گرد بهترین ترجمه های "carl" به فارسی هستند.

carl verb noun دستور زبان

A rude, rustic man; a churl. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فعله

  • روستایی

  • گرد

    adjective noun
  • ترجمه های کمتر

    • (اسکاتلند) آدم زمخت و بی فرهنگ
    • (اسکاتلند) یل
    • (مهجور) دهاتی
    • آدم قوی هیکل
    • اسم خاص مذکر -
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " carl " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Carl noun proper دستور زبان

A male given name. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کارل

    proper

    transliterations of "Carl"

    Carl, you've never even been out of the abbey.

    کارل ، انگار تو قرار نیست هیچوقت از کلیسا خارج بشی.

عباراتی شبیه به "carl" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "carl" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه