ترجمه "carnality" به فارسی
نفسانیت, جسمانیت, خارش بهترین ترجمه های "carnality" به فارسی هستند.
carnality
noun
دستور زبان
The state of being carnal. [..]
-
نفسانیت
noun -
جسمانیت
-
خارش
noun
-
ترجمه های کمتر
- شهوانیت
- شهوت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " carnality " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "carnality" با ترجمه به فارسی
-
بطورجسمانی یاشهوانی
-
بدنی · تنانه · جسمی (در مقابل روحی) · شهوانی · لحمی · نفسانی · وابسته به جماع · وابسته به گوشت و استخوان · گوشتین
-
آمیزش · مراوده · معامله · مقاربت
-
جسمانی یاشهوانی کردن
-
بدنی · تنانه · جسمی (در مقابل روحی) · شهوانی · لحمی · نفسانی · وابسته به جماع · وابسته به گوشت و استخوان · گوشتین
اضافه کردن مثال
اضافه کردن