ترجمه "carnivorous" به فارسی
گوشتخوار, گوشتخوارانه, (گیاه شناسی) گیاه حشره خوار بهترین ترجمه های "carnivorous" به فارسی هستند.
carnivorous
adjective
دستور زبان
Of, or relating to carnivores, or the taxonomic order Canivora. [..]
-
گوشتخوار
nounPredatory or flesh eating.
Now they have 14 herbivores and six carnivores.
حالا 14 تا گياهخوار دارن و 6 تا گوشتخوار.
-
گوشتخوارانه
-
(گیاه شناسی) گیاه حشره خوار
-
ترجمه های کمتر
- حیوان گوشتخوار
- وابسته به گوشتخواران (در مقابل وابسته به گیاهخواران : herbivorous)
- گیاه گوشتخوار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " carnivorous " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "carnivorous" با ترجمه به فارسی
-
جانوران گوشتخوار · گوشتخواری
-
گیاهان گوشتخوار
-
گوشتخواران
-
(جانور شناسی) جاندار گوشتخوار از رسته ی گوشتخواران : carnivora · (جانور شناسی) گوشتخوار (جانورانی که خوراک اصلی آنها گوشت است - در مقابل گیاهخوار: herbivore) · (گیاهی که حشرات و جانوران را گیر می اندازد و می گوارد) گیاه گوشتخوار · جانوری که جانوران دیگر را می خورد · گوشتخوار
-
گوشتخواران (راسته)
-
گياهان حشرهخوار · گیاهان گوشتخوار
-
سیرک مرگبار
-
(جانور شناسی) جاندار گوشتخوار از رسته ی گوشتخواران : carnivora · (جانور شناسی) گوشتخوار (جانورانی که خوراک اصلی آنها گوشت است - در مقابل گیاهخوار: herbivore) · (گیاهی که حشرات و جانوران را گیر می اندازد و می گوارد) گیاه گوشتخوار · جانوری که جانوران دیگر را می خورد · گوشتخوار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن