ترجمه "carpool" به فارسی
سرویس نوبتی, همسفری بهترین ترجمه های "carpool" به فارسی هستند.
carpool
verb
noun
دستور زبان
An arrangement whereby several people travel together in the same car in order to save costs, reduce pollution etc. [..]
-
سرویس نوبتی
اسم.توافقی مابین افراد برای انجام یک تردد باقاعده به وسیله ی یک خوردو که معمولا سرنشینان به صورت نوبتی سایرین را جابجا می کنند.
They organized carpools to deliver the kids to school.
آنها برای رساندن بچهها به مدرسه سرویس نوبتی تشکیل دادند.
-
همسفری
activity
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " carpool " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن