ترجمه "carriage" به فارسی
واگن, کالسکه, حمل بهترین ترجمه های "carriage" به فارسی هستند.
A wheeled vehicle, generally drawn by horse power. [..]
-
واگن
railroad car
But recollecting that his mother was waiting for him, he went back again into the carriage.
اما چون به یاد آورد که مادرش منتظر اوست، به داخل واگن رفت.
-
کالسکه
noungenerally horse-drawn means of transport
Especially before cars, when it was just carriages, people used to stay over all the time.
بخصوص قبل از اومدن ماشينا ، وقتي فقط کالسکه بود ، مردم هميشه شب همينجا موندگار ميشدن.
-
حمل
noun properwas fastened at the top of my box for the conveniency of carriage.
برای سهولت حمل و نقل اطاق من حلقهای بر بام آن نصب کرده بودند.
-
ترجمه های کمتر
- ارابه
- نورد
- قنداق
- حالت
- ترابرد
- رفتار
- گاری
- بردن
- دُرُشکه
- زیرگیر
- ترابری
- گردونه
- سلوک
- برداره
- اجرا
- (انگلیس) واگن مسافربر
- (قدیمی) مدیریت
- اندام نهش (posture هم می گویند)
- بخش متحرک و نگهدار ماشین (مثلا در ماشین تحریر)
- حمل باربری
- حمل و نقل
- حمل کننده ی دستگاه جوشکاری
- طرز ایستادن و حالت سر و شانه ها
- قنداق توپ یا جنگ افزار
- هزینه ی ترابرد
- پایه ی چرخدار هرچیز
- کار کرد
- کالسکه بچه
- کالسکه ی بچه (اسم کامل آن : baby carriage)
- کالسکه ی چهار چرخه (معمولا با دو اسب یا بیشتر)
- کرایه ی حمل و نقل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " carriage " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Carriage" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Carriage در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "carriage"
عباراتی شبیه به "carriage" با ترجمه به فارسی
-
پرداخت کرایه حمل کالا تا مقصد
-
رجوع شود به Dalmatian
-
پرداخت کرایه حمل و بیمه کالا تا مقصد
-
پرداخت کرایه حمل کالا تامقصد
-
(در سابق) مشتریان پولدار فروشگاه یا تئاتر (که با کالسکه می آمدند)
-
(امریکا) کالسکه ی بچه · صندلی چرخدار بچه (baby buggy هم می گویند) · کالسکه · کالسکه بچه
-
درشکه رو
-
حمل به داخل