ترجمه "carrion" به فارسی
لاشه, مردار, لاش بهترین ترجمه های "carrion" به فارسی هستند.
carrion
noun
دستور زبان
Dead flesh; carcasses. [..]
-
لاشه
nounShould you fail, I will leave you as carrion on the battlefield.
اگه موفق نشی ، من تو رو به عنوان یه لاشه تو میدان جنگ ول میکنم
-
مردار
noundead and decaying flesh of an animal
It occurred to him that, despite their white beauty, gulls were carrion ,eaters.
به خاطر آورد که مرغهای دریایی علیرغم ظاهر زیبایشان، مردار خوار هستند.
-
لاش
noun
-
ترجمه های کمتر
- جسد
- گنديده
- (جانور شناسی) لاشخور
- جسد حیوان ذبح نشده
- مردار (به ویژه لاشه ی در حال پوسیدگی که خوراک برخی جانوران مانند کفتار است)
- مردار خور
- هرچیز بیزار کننده
- وابسته به لاش یا مردار
- گوشت گندیده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " carrion " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "carrion"
عباراتی شبیه به "carrion" با ترجمه به فارسی
-
کلاغ لاشه
-
(جانور شناسی) کلاغ لاشخور (Corvus corone) که بومی اروپاست · کلاغ لاشه
-
(گیاه شناسی) گل مردار (Smilax herbacea از خانواده ی lily که گل های متعفن و سبز فامی دارد) · رجوع شود به stapelia
-
(جانور شناسی) کلاغ لاشخور (Corvus corone) که بومی اروپاست · کلاغ لاشه
-
کلاغ لاشه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن