ترجمه "carry-on" به فارسی

(در سفر با هواپیما) چمدان دستی, وابسته به این نوع چمدان, چمدان کوچک (که بتوان با خود به هواپیما برد و زیر صندلی یا در شکاف بالای سر جا داد) بهترین ترجمه های "carry-on" به فارسی هستند.

carry-on adjective noun دستور زبان

Taken onto an airplane with a passenger, rather than checked. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (در سفر با هواپیما) چمدان دستی

  • وابسته به این نوع چمدان

  • چمدان کوچک (که بتوان با خود به هواپیما برد و زیر صندلی یا در شکاف بالای سر جا داد)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " carry-on " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "carry-on" با ترجمه به فارسی

  • رابطه ی نا مشروع · رفتار غیراخلاقی یا خل وار یا افراطآمیز
  • ادامه دادن
  • کسی را به فکر و یاد چیزی در گذشته انداختن
  • ادامه دادن
اضافه کردن

ترجمه های "carry-on" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه