ترجمه "carte" به فارسی
صورت غذا ترجمه "carte" به فارسی است.
carte
noun
دستور زبان
A bill of fare; a menu. [..]
-
صورت غذا
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " carte " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "carte" با ترجمه به فارسی
-
میز چرخدار (برای حمل چای و ظروف آن) · میزچای
-
گاری مواد غذایی
-
ارابه · با گاری یا کامیون حمل کردن یا تحویل دادن · به زور فرستادن یا بردن · ترابرد کردن · ترابری کردن · حمل کردن · خواهی نخواهی فرستادن · درشگه ی دو چرخه · دوچرخه · هل دادن · چرخ · چهارچرخه · کالسکه ی سبک و دوچرخه · کشیدن · گاری · گاری (که با اسب یا گاو و غیره کشیده می شود و دو چرخ دارد) · گاری دستی · گاری چوبی دو یا چهارچرخه که توسط انسان کشیده می شود · گردونه
-
واگنها · گاریها
-
فرقان
-
گاری سیب (چهار چرخه ی سیب فروشان سیار)
-
ارابههای الوارکنی
-
(در قدیم) کالسکه ی سبک و تندرو · (چهار چرخه ی کوچک موتوردار که در فان فارها وبرای تفریح به کار می رود) · ارابه · دوچرخه · روروک · صندلی چرخدار بچه · چرخ دستی · کالسکه بچه · کالسکه ی بچه · گاری · گوکارت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن