ترجمه "caruncle" به فارسی

گوشتاله, (گیاه شناسی) برجستگی لایه ی برونی تخم گیاه (در ناف تخم یا اطراف آن), لایه یا قلمبه ی گوشتی (مثلا تاج خروس و غبغب بوقلمون) بهترین ترجمه های "caruncle" به فارسی هستند.

caruncle noun دستور زبان

A small, fleshy excrescence that is a normal part of an animal's anatomy [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گوشتاله

  • (گیاه شناسی) برجستگی لایه ی برونی تخم گیاه (در ناف تخم یا اطراف آن)

  • لایه یا قلمبه ی گوشتی (مثلا تاج خروس و غبغب بوقلمون)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " caruncle " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "caruncle"

اضافه کردن

ترجمه های "caruncle" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه