ترجمه "cascade" به فارسی

آبشار, آبشیب, ابشار بهترین ترجمه های "cascade" به فارسی هستند.

cascade verb noun دستور زبان

(intransitive) To fall as a waterfall or series of small waterfalls. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آبشار

    noun

    I shook my head, and a cascade of white drifted out of my hair.

    سرم را تکان دادم و آبشار سفیدی از موهایم پایین ریخت.

  • آبشیب

  • ابشار

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • شرشره
    • شریدن
    • (مانند آبشار پله پله یا آبشیب) سرازیر شدن
    • (پی در پی) فرود آمدن
    • آبشار پله پله
    • زنجیروار کردن
    • پشت سر هم یا متوالی قراردادن (برای تشدید اثر: مثلا چند مولد یا چند بلند گو)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cascade " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Cascade proper

An administrative district in Seychelles [..]

+ اضافه کردن

"Cascade" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Cascade در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "cascade"

عباراتی شبیه به "cascade" با ترجمه به فارسی

  • آبشار · آبشارها · آبشيبها
  • آبیس آمابیلیس · نراد آبشاري · نراد نقرهاي اقيانوس آرام
  • رویانداز آبشاری سبک
  • تکنیکی است که به اسناد وب استایل میدهد. به کمک آن مشخص میشود اجزای اچتیامال چگونه و در کجا نمایش داده شوند.
  • کوه های کاسکید (که از استان بریتیش کلمبیا در کانادا تا کالیفرنیا در امریکا امتداد دارد)
  • آبشار هورمونی
  • فهرست زنجیره ای
  • ذره آبشار
اضافه کردن

ترجمه های "cascade" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه