ترجمه "case" به فارسی

مورد, جعبه, کیس بهترین ترجمه های "case" به فارسی هستند.

case adjective verb noun دستور زبان

An actual event, situation, or fact. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مورد

    noun

    instance or event as a topic of study [..]

    It is difficult for me to handle the case.

    برای من مشکل است که از پس این مورد بر آیم.

  • جعبه

    noun

    We're looking through the glass case at these shrunken heads.

    به این کلههای آب رفته از طریق جعبه شیشهای نگاه میکنیم.

  • کیس

    instance or event as a topic of study

    We could still do the lectures, but no new cases.

    میتونیم هنوز مباحثو ادامه بدیم اما کیس جدید نه

  • ترجمه های کمتر

    • قضیه
    • صندوق
    • قاب
    • غلاف
    • موضوع
    • حالت
    • جلد
    • حادثه
    • پوشاندن
    • جا
    • کیف
    • وضع
    • نمونه
    • وضعیت
    • مثال
    • شاهد
    • دست
    • قفسه
    • سرگذشت
    • ویترین
    • چمدان
    • ادعا
    • دعوی حقوقی، جمع، دعاوی
    • پرونده
    • پوسته
    • محفظه
    • روکش
    • باره
    • صندوقه
    • رویه
    • مثل
    • پوشه
    • پوشش
    • جفت
    • دوتا
    • لحظه
    • پوست
    • دان
    • مراجع
    • پوشینه
    • گارسه
    • گاسه
    • گنجانه
    • فواره
    • نیام
    • وهله
    • چارچوب
    • مشتری
    • حقه
    • (امریکا - عامیانه) عشق زودگذر
    • (امریکا- عامیانه) آدم عجیب و غریب
    • (خودمانی) تحت نظر گرفتن (به ویژه به منظور سرقت)
    • (در دادگاه و غیره) دعوی
    • (دستور زبان) حالت
    • (فشنگ) پوکه
    • (چاپ) گاس
    • ادعا نامه
    • ادعا یا تعقیب قانونی
    • جلد کردن
    • حالت دستوری
    • خوکچه هندی
    • در خود جادادن
    • در گنجانه (یا جعبه یا روکش و غیره) گذاشتن
    • دل ربودگی
    • روکش کردن
    • شان
    • شخص غیر عادی
    • شخص مورد بررسی
    • شکایت قانونی
    • مدارک یا شواهد قانع کننده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " case " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Case noun

abstract feature of a noun phrase that determines its function in a sentence, such as a grammatical case and a position.

+ اضافه کردن

"Case" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Case در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

CASE noun

computer-aided software engineering. [..]

+ اضافه کردن

"CASE" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای CASE در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "case"

عباراتی شبیه به "case" با ترجمه به فارسی

  • در هر حال · در هر صورت
  • (ارتش) چار پاره · شراپنل · چار پاره
  • (حقوق) قانون بدعتی و عرفی · حقوق عرفی · رویه قضایی · قانون موضوعه (که استوار است بر احکام پیشین دادگاه ها و سنت های حقوقی) (مقایسه شود با قانون مدون : statute law)
  • اعطایی · حالت برایی · حالت مفعولی
  • در صورت · در صورتی که
اضافه کردن

ترجمه های "case" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه