ترجمه "cashier" به فارسی

صندوقدار, تحویلدار, (ارتش) از خدمت برکنار کردن بهترین ترجمه های "cashier" به فارسی هستند.

cashier verb noun دستور زبان

One who works at a till or receiving payments. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • صندوقدار

    noun

    one who works at a till or receiving payments

    Well, that man in the cashier's cage didn't think I was on the level.

    خب, فکر کنم صندوقدار به من شک کرده بود

  • تحویلدار

    noun
  • (ارتش) از خدمت برکنار کردن

  • ترجمه های کمتر

    • (از مقام رفیع) فرو افکندن
    • (در بانک ها و شرکت ها وغیره) تحویل دار
    • (در فروشگاه ها و غیره) کسی که پول مشتری را در مقابل رسید می گیرد و جنس را می دهد
    • (معمولا با افتضاح) بیرون کردن
    • از کار منفصل کردن
    • خزانه دار
    • دور انداختن
    • رد کردن
    • صندوق دار
    • صندوقدار-تحویل دار
    • متصدی دریافت ها و پرداخت ها
    • کله معلق کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cashier " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "cashier" با ترجمه به فارسی

  • (بانکداری) چک صراف · چکی که بانک به عهده ی خودش می کشد
  • چک نقد شده
اضافه کردن

ترجمه های "cashier" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه