ترجمه "casket" به فارسی

تابوت, درج, صندوقچه بهترین ترجمه های "casket" به فارسی هستند.

casket verb noun دستور زبان

A little box, e.g. for jewellery. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تابوت

    noun

    So that we could be kids, not casket or concrete.

    برای اینکه که ما زنده باشیم، نه تابوت یا سیمان.

  • درج

    noun
  • صندوقچه

    noun

    So like a choice casket is it secreted in him

    چنان مانند صندوقچه برگزیدهای درون سر وال پنهان شده است

  • ترجمه های کمتر

    • صندوقه
    • (امریکا) تابوت (به ویژه تابوت مجلل وگرانبها)
    • جعبه کوچک
    • جعبه ی جواهرات (یا سایر چیزهای بهادار)
    • در صندوقچه یا تابوت (و غیره) قرار دادن
    • قوطی مرصع یا مزین
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " casket " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "casket" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "casket" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه