ترجمه "cast iron" به فارسی

چدن, چدنی, آهن ریخته بهترین ترجمه های "cast iron" به فارسی هستند.

cast iron adjective noun دستور زبان

(not comparable) Made of cast iron. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • چدن

    noun

    hard, brittle alloy of iron, carbon, silicon [..]

    It was made of cast iron.

    بلکه از چدن ساخته شده بود.

  • چدنی

    made of cast iron

    The cast iron railings round the trees were broken up and used as missiles.

    نردههای چدنی پای درختان شکسته شد و تکههای آن به جای گلوله به کار رفت.

  • آهن ریخته

    It was a boneshaker of a car that appeared to have square wheels and cast iron suspension

    تاکسی مزبور استخوانهایشانرا بلر زه درآورد و به نظر میرسید که چرخهایش به شکل مربع است و فنرهایش از آهن ریخته شده باشد،

  • چُدني

    Alloy of iron and carbon.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cast iron " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "cast iron"

عباراتی شبیه به "cast iron" با ترجمه به فارسی

  • از چدن · محکم · نیرومند · چدنی
اضافه کردن

ترجمه های "cast iron" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه