ترجمه "cataclysm" به فارسی
طوفان, فاجعه, مصیبت بهترین ترجمه های "cataclysm" به فارسی هستند.
cataclysm
noun
دستور زبان
A sudden, violent event. [..]
-
طوفان
nounOf this earthquake, this inner cataclysm, others saw nothing.
از این زمینلرزه، از این طوفان سهمگین درونی، دیگران چیزی نمیدیدند.
-
فاجعه
nounBut if this happens to us now, the result will be cataclysmic.
اما اگه الان اين اتفاق برامون بيفته نتيجه اش فاجعه بار خواهد بود
-
مصیبت
noun
-
ترجمه های کمتر
- فروشست
- فروشکن
- بیچارگی
- (زمین شناسی - دگرگونی ناگهان سطح زمین به واسطه ی زلزله و غیره) سیل بزرگ
- بلای ناگهانی
- دگرگونی و فاجعه عظیم
- رویداد ویرانگر و سهمگین
- زیرو رو شدگی
- سيل بزرگ
- سیل بزرگ
- عاقبت داستان
- کن فیکون
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cataclysm " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cataclysm" با ترجمه به فارسی
-
وابسته بتحولات عظیم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن