ترجمه "catapult" به فارسی
منجنیق, بزاندن, پراندن بهترین ترجمه های "catapult" به فارسی هستند.
catapult
verb
noun
دستور زبان
(UK) slingshot [..]
-
منجنیق
nounاسلحه باستانی
I can build a catapult.
من یه منجنیق می سازم
-
بزاندن
-
پراندن
Verb
-
ترجمه های کمتر
- افکندن
- (اسبابی که هواپیما یا موشک و غیره را از عرشه ی کشتی هواپیمابر به جلو و بالا می جهاند) پرتابگر
- (انگلیس) فلاخن
- (با منجنیق یا پرتابگر)جهاندن
- (جنگ افزار قدیمی) منجنیق
- تیر و کمان (بچه ها)
- دستگاهی که در صورت لزوم خلبان را از هواپیمای جنگی به بیرون می افکند تا با چتر نجات فرود آید
- وسیله پرتاب
- پرتاب شدن یا کردن
- پرتاب کننده
- کشکنجیر (فلاخن بزرگی که با آن سنگ و آتش به سوی دشمن پرتاب می کردند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " catapult " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "catapult"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن