ترجمه "catchy" به فارسی
جذاب, گیرا, زودیاد بهترین ترجمه های "catchy" به فارسی هستند.
catchy
adjective
دستور زبان
Instantly appealing and memorable (of a tune or phrase). [..]
-
جذاب
adjectiveYeah, with some sort of catchy name.
اره با يه جور اسم جذاب
-
گیرا
(Ephesians 5:3-5) But what if such themes are accompanied by music that has a pleasing melody, a catchy rhythm, or a persistent beat?
( اَفَسُسیان ۵:۳-۵) اما اگر چنین موضوعاتی همراه با موسیقیای خوشایند و گیرا ارائه شوند چطور؟
-
زودیاد
-
ترجمه های کمتر
- گیرانداز
- دمدمی
- جاذب
- آنچه که دیر فراموش شود یا زود به یاد آید
- بگیر و ول کن
- جالب توجه
- خدعه آمیز
- شل کن سفت کن
- علاقه انگیز
- نیرنگ آمیز
- کاوش انگیز
- گول زنه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " catchy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن