ترجمه "catering" به فارسی
کیترینگ, آذوقهرسانی, کترینگ بهترین ترجمه های "catering" به فارسی هستند.
catering
noun
verb
دستور زبان
The business of providing food and related services. [..]
-
کیترینگ
the business of providing food and related services
-
آذوقهرسانی
-
کترینگ
-
ترجمه های کمتر
- پذیرایی
- خدمات غذایی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " catering " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "catering" با ترجمه به فارسی
-
(کسی که شغلش تدارک و تحویل خوراک به مجالس عروسی و مهمانی و غیره است) سورسات چی · زاور
-
(بیشتر با to) نیاز دیگران را برآوردن · برای عروسی و مهمانی و غیره خوراک پختن و در محل تحویل دادن · تر و خشک کردن · تهیه کردن · خوراک فراهم کردن · زاوری کردن · سورسات رسانی کردن · فراهم نمودن
-
اریب · تراگوش · تراگوشی · قیقاچ (cater-corner هم می گویند) · مورب
-
(قدیمی) دوست صمیمی · همدم
-
صنعت آذوقهرسانی · صنعت خدمات غذایی
-
(کسی که شغلش تدارک و تحویل خوراک به مجالس عروسی و مهمانی و غیره است) سورسات چی · زاور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن