ترجمه "cathedral" به فارسی
کلیسای جامع, رسمی, معتبر بهترین ترجمه های "cathedral" به فارسی هستند.
cathedral
adjective
noun
دستور زبان
A big church building, central place for some area. [..]
-
کلیسای جامع
nounprincipal church of a bishop's diocese [..]
I will find a safe route to the cathedral.
من یه مسیر امن به کلیسای جامع پیدا می کنم
-
رسمی
adjectiveAt last four men in uniforms and sashes emerged from the cathedral doors.
سرانجام چهار مرد دیگر با لباس رسمی و حمایل از در کلیسا بیرون آمدند.
-
معتبر
adjective
-
ترجمه های کمتر
- هر کلیسای بزرگ و مجلل
- وابسته به کلیسای بزرگ یا جامع
- وابسته به یا دارای مسند یا صندلی اسقف
- کلیسای بزرگ (که در مرکز قلمرو اسقف قرار دارد و مسند اسقف در صدر آن قرار گرفته)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cathedral " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Cathedral
-
کلیسای جامع
nounThe largest bell of the adjacent Cathedral resounded in the immense empty space of the house.
صدای نواختن ناقوس بزرگ کلیسای جامع در که در همان مجاورت بود در تمام خانه طنین میافکند.
تصاویر با "cathedral"
عباراتی شبیه به "cathedral" با ترجمه به فارسی
-
کلیسای جامع و بازار
-
كلیسای جامع شوشی
-
کلیسای سن استپانوس
-
کلیسای جامع کلن
-
کلیسای سن فرناندو
-
کلیسای لائون
-
قرهکلیسا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن